ترور غیرنظامیان جنایت است، ترور نظامیان و مسئولان حکومت جرم سیاسی است. عامل ترور سفیر روسیه ، با اسلام گرایانی که ما تا امروز می شناسیم متفاوت است، او به جز سفیر روسیه کسی را از حاضران تکفیر نکرد و به قتل نرساند، قصدش ناامنی نبود، به طور مشخص اعلام کرد می خواهد انتقام یک قتل عام را از قاتل بگیرد. قاتلی که همه علیه او بیانیه می دهند و هیچ کس حاضر نیست علیه او وارد عمل شود و او را از قتل عام بازدارد.
او شایستگی این را داشت که در دادگاه محاکمه شود و از خود دفاع کند. دادگاهی که ناخواسته قاضی ندارد، دو طرف هر دو متهم اند. یک سو کسی است که یک سفیر را ترور کرده و طرف دیگر تمام کسانی که در مقابل نسل کشی کاری نکرده اند.
بعضی این ترور را با تروری که به جنگ اول جهانی انجامید مقایسه کردند، درست تر بود آن را با تروری که به شب کریستال انجامید مقایسه می کردند. ابتدا باید صورت مساله ای که دچار کژی شده را تصحیح کرد و بعد قضاوت کرد. این نوشته صرفا می خواهد همین را بگوید، تبرئه یا محکومیت به قضاوت خواننده مربوط است.
شخصا نمی توانم پلیس ترک را محکوم کنم وقتی می بینم پیشاپیش خودم محکومم، به جرمی بزرگ تر. من در خود شهامت این را ندیدم وهنوز هم نمی بینم ـ که بروم جلوی سفارت روسیه یا بیت رهبری و علیه جنایت جنگی در حلب اعتراض کنم ـ که تازه مطابق قانون اساسی جاعش هم آزاد است و جرم نیست ـ چطور می توانم کسی را محکوم کنم که در اعتراض به کشتار حلب از جانش گذشته است؟
#حلب

Advertisements

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: