برای مهدی سهرابی و دیگر بشارت‌گران آذرخش

اگر مهدی سهرابی یک لیبرال و پیرو اندیشه‌ی روشن‌گری بود، اگر او یک ولتر و دین‌ستیز بود، اگر او پوزیتیویستی بود که خدا و دین را انکار می‌کرد، اگر او یک برانداز سیاسی و دشمن ولایت فقیه بود یا چیزی شبیه این‌ها بود، وضع امروزش این نبود که از همه‌جا رانده و مانده باشد. او هیچ کدام این‌ها نیست. او اسلام را، این شیطانی‌ترین موجود را می‌شناسد و می‌شناساند. چنین بودنی نزد ائتلافِ جهانیِ مسلمانان، چپ‌ها، لیبرال‌ها و همه تریبون‌دارانِ عالمِ سفلی، گناه نابخشودنی است. آن‌ها می‌کوشند حتا وجود جریان منتقدان اسلام را – که از سر فریب اسلام‌ستیزی می‌نامند – انکار کنند. اما این نورسیده، این موسا، متولد شده است، هر چند امروز کودک و ناتوان است، امید داریم که روزی برسد که اسلام – این غول چراغ جادو – را به همان جایی که از آن آمده باز فرستد.

 

«دوست می‌دارم آنان را همه که چون چکه‌های گران اند و یکایک از ابر تیره‌ی آویخته بر فراز بشر فرو می‌چکند. اینان بشارت‌گر آذرخش اند و هم‌چون بشارت‌گران فنا می‌شوند.»

فردریش نیچه

 

Advertisements

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: