Archive for اوت 2013

ایران، روسیه و چین: فدرالیسم یا تجزیه؟

26 اوت 2013

نظریه‌ی مجید محمدی دارای ایراد است:

کشورهای سبزرنگ رژیم سیاسی فدرال دارند.

کشورهای سبزرنگ رژیم سیاسی فدرال دارند.

١. مهم‌ترین ایراد آن این است که هدف اصلی منظور وی با راه پیشنهادی‌اش محقق نمی‌شود. از نظر وی، سه کشور روسیه، چین و ایران به عنوان کشورهای بزرگ و مستبد برای جهان خطرناک اند و فدرالیسم یا تجزیه‌ی این کشورها مفید است.
روسیه، قبلاً یک بار تجزیه شده است (شوروی) و نتیجه هنوز هم کشوری بزرگ است. اگر تجزیه‌ی مجددی شکل بگیرد و فرضاً داغستان از روسیه جدا شود، باز هم روسیه‌ی باقی مانده نیرومند و وسیع خواهد بود. این واقعیت را که روسیه یک ملت واحد، بزرگ و نیرومند است نمی‌توان تغییر داد. مورد دیگر چین است. تجزیه‌ی فرضی تبت و ترکستان زمین‌های وسیعی را از چین جدا می‌کند، اما توان تهاجمی چین را نمی‌کاهد. تقریباً تمام تاسیسات صنعتی، کشاورزی و تجاری چین در مناطق چینی‌نشین مرکزی قرار دارند. اگر چین بر اساس اقوام خود تجزیه شود، یعنی اگر تبت و ترکستان از آن جدا شوند و در مقابل تایوان به آن بازگردد، قدرت چین نه تنها کاهش نمی‌یابد که با توجه به توان‌مندی‌های بالای تایوان – که غول اقتصادی و نظامی است، افزایش نیز پیدا خواهد کرد. چین نیرومند و بزرگ را هم نمی‌توان با تجزیه یا فدرالیسم مهار کرد. مورد بعدی ایران است که وضعی کمابیش مشابه دارد. اگر تجزیه‌ی احتمالی بلوچستان، کردستان، ترکمنستان، عربستان و آذربایجان از ایران یا فدرالیزه شدن آن رخ دهد،  نظام مرکزی باقی مانده از این  تجزیه‌ی بزرگ، باز هم خطرناک و  نیرومند خواهد بود.
٢. پاکستان و افغانستان، به عنوان دو نمونه‌ی تاریخی تجزیه، شایسته‌ی تعمق‌ اند. اولی از هند و دومی از ایران تجزیه شدند. هر دو نسبت به خاک اصلی، در فرهنگ و اقتصاد عقب مانده‌ اند. امروز پاکستان و افغانستان، به عنوان اصلی‌ترین پایگاه بنیادگرایی اسلامی، به بحرانی جهانی مبدل شده‌ و چون کلافی سر در گم تمام جهان را مستاصل کرده‌ اند. عقب مانده‌گی رقت‌انگیز افغانستان و پاکستان هشدار دهنده است. ممکن است در تجزیه‌ی احتمالی فرضی، کردستان ایران به دولتی واپس‌گرا مبدل نشود اما احتمال این که بلوچستان ایران، چچن روسیه و ترکستان چین به منطقه هایی واپس‌گرا تبدیل شوند زیاد است.
٣. آلمان نازی، پدیده‌ی فوق‌العاده‌ای برای بررسی سیاسی و اجتماعی است. هنگامی که در سال ١٩٣١ این کشور به توتالیتریانیسم میل کرد، حکومتی لیبرال‌دمکرات و فدرال داشت. با آغاز بحران اقتصادی، نه لیبرالیسم، نه دمکراسی و نه فدرالیسم نتوانست از شیوع نازیسم جلوگیری کند. آلمان زادگاه کانت بود و جامعه ای معنوی و اخلاقی داشت، کشورهایی چون روسیه، چین و ایران چنان پیشینه‌ای ندارند، و نمی‌توانند با اکسیر فدرالیسم مهار شوند.

Advertisements