Archive for ژوئن 2013

چرا تقلب نشد؟

16 ژوئن 2013

در شش مورد تاریخی مهم که در ادامه خواهد آمد، جمهوری اسلامی نشان داده است با پدید آمدن بحران یا رسوایی بزرگ، بدون سروصدا به تجدیدنظر در رفتار پر خطر روی آورده است. دو مورد اول ممکن است مورد پذیرش همگان قرار نگیرد اما صحت چهار مورد دیگر مناقشه‌برانگیز نیست. رفتارشناسی تاریخی جمهوری اسلامی، پیروزی حسن روحانی در انتخابات ٩٢ را قابل درک می‌کند.

مورد یکم، جنگ مسلحانه‌ی داخلی:  عطش نیروهای رسمی حکومت به درگیری مسلحانه با مخالفان چپ مسلح، در دهه‌ی شصت، جنگ مسلحانه‌ی مخربی را در پی آورد که در عین کامیابی برای جمهوری اسلامی، تبعات جبران ناپذیری برای حکومت داشت. پس از آن، حکومت به لطایف‌الحیل، مانع بروز جنگ داخلی دیگری شد.
مورد دوم، جنگ خارجی: نظام اسلامی در ایدئولوژی رسمی خود مایل به ورود به جنگ خارجی (جهاد) بود و بارها صدام حسین را به حمله تحریک کرد. اما برخورد ملموس و نزدیک با جنگ، حکومت را متنبه و نسبت به مضرات جنگ(جهاد) آگاه کرد. پس از پایان آتش‌بس و آغاز دوره‌ی صلح، نه تنها حکومت ایران در هیچ جنگی پیش‌قدم نشد که تمام تلاش خود را برای جلوگیری از جنگ دیگر در پیش گرفت.
مورد سوم، ترور مخالفان در خارج: ترور مخالفان سیاسی در خارج از کشور خصوصاً اروپا تا سال‌ها ادامه داشت. فشار سنگین دولت‌های غربی که با تحریم ایران به دلیل حکم قتل سلمان رشدی آغاز شد و با دادگاه میکونوس به اوج رسید، منجر به توقف کامل ترورهای خارجی گردید.
مورد چهارم، ترورهای داخلی: ترور مخالفان در داخل کشور که به قتل‌های زنجیره‌ای معروف شده است، با پذیرش رسمی آن توسط وزارت اطلاعات و قتل مقام بلندپایه‌ای چون سعید امامی پایان گرفت. پس از آن به رغم دوره‌ی خفقان چهار ساله‌ی ٨٨-٩٢، موردی از ترورهای مخفی در داخل گزارش نشد.
مورد پنجم، تروریسم بین‌المللی: بمب‌گذاری، هواپیماربایی، گروگان‌گیری و عملیات انتحاری توسط گروه‌های تروریستی عمدتاً عربی که با جمهوری اسلامی رابطه داشتند جزو وظایف تشکیلاتی و روزمره‌ی جمهوری اسلامی به شمار می‌آمد. با انفجار مقر نظامیان آمریکایی در عربستان، دولت آمریکا در تلافی، طرح بمباران تمام عیار ایران را تصویب کرد. به دلایل مبهم و احتمالاً با پادرمیانی عربستان و البته آغاز جنبش دوم خرداد در ایران، تهاجم هوایی به ایران انجام نشد، اما جدیت آمریکا در مقابله به مثل برای سران حکومت ایران اثبات شد. پس از این روی‌داد جمهوری اسلامی عملیات تروریستی خود را متوقف کرد. پس از حمله‌ی یازدهم سپتامبر فراتر رفت و همکاری‌هایی نیز با آمریکا انجام داد.
می توان به پنج مورد بالا، مورد ششمی افزود، شورش سال ٨٨: تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ٨٨ به شورش بزرگی منجر شد که حکومت را به سختی تکان داد. پس از سرکوب این شورش، حکومت تمام توان خود را به کار برد تا انسجام خود را حفظ کند. با توجه به عکس‌العمل خاص جمهوری اسلامی در بحران‌های این‌چنینی، رفتار خاص حکومت در انتخابات ریاست جمهوری ٩٢ قابل تبیین است. راس حکومت بر خلاف ظاهر سخت و خشمگین خود، از ابتدا بنا را بر خودداری از تقلب گذاشته بود. این بدان معنا نیست که حکومت میل داشت به مخالفان میدان بدهد تا پیروز شوند. به همین دلیل تمام تلاش خود را انجام داد تا امکان پیروزی برای منتقدان و مخالفان به حداقل رسیده و نهایتاً ضمن حضور کم‌رمق اصلاح‌طلبان، شانس پیروزی برای ایشان از بین برود. ردصلاحیت عجیب هاشمی رفسنجانی و مکث حکومت در اعلام آرا در ساعت‌های نخستین با این تحلیل قابل توجیه است.

رفتارشناسی جمهوری اسلامی نشان می‌دهد، حکومت اسلامی همواره رفتاری منحصر به فرد داشته است: انجام اعمالی خطرآفرین و بدفرجام تا آن‌جا که به بحرانی تمام‌عیار تبدیل شود؛ پس از آن، ترک رفتار پرخطر، البته فقط در همان‌ مورد خاص. می‌توان جمهوری اسلامی را به کودکی بازیگوش تشبیه کرد که تا سرش به سنگ نخورد، عبرت نمی‌گیرد. ظاهراً رهبری حکومت از ابتدا بنا داشت از رفتار پرخطر تقلب آرا خودداری کند. حال آن‌که مخالفان دقیقاً بر این نظر بودند که تقلب، در صورت پیروزی اصلاح‌طلبان حتمی است یا لااقل احتمال بیش‌تری دارد.

Advertisements