Archive for فوریه 2013

اسلام‌ستیزی

6 فوریه 2013

استفاده از واژه‌ی اسلام‌ستیز فی‌نفسه مشکل‌زاست. اسلام‌ستیز واژه‌ای کاملاً سلبی است و ویژگیِ اصلیِ این تفکر را که ایجابی است پوشیده نگاه می‌دارد. گذشته از آن، این واژه تطابقی با واقعیت ندارد. اسلام‌ستیز، بر خلاف نامی که بر آن نهاده‌اند، به نحو پیشینی اسلام را به تمامی پلید تصور نمی‌کند و آماده است در صورتی که در اسلام امری را ارزش‌مند بیابد آن را به رسمیت بشناسد. این که این امر اغلب رخ نمی‌دهد نشان‌دهنده‌ی تعصب «اسلام‌ستیز» نیست. اسلام‌ستیز، ضمناً هدف خود را نقد اسلام قرار می‌دهد و مسلمان را هدف نمی‌گیرد. از همین رو درست نیست اسلام‌ستیز (در مقام یک نژادپرست) نامیده شود.
اسلام‌ستیزان خود دو دسته‌اند، اکثریت به احیای تفکر و ارزش‌های آریایی دلبسته‌اند و آن را در مقابل ارزش‌های اسلامی (بعضاً سامی) قرار می‌دهند. برای این گروه اوستا و شاهنامه‌ی فردوسی نقش محوری دارد.  اقلیتِ اسلام‌ستیزان چنین هدفی را ناممکن می‌شمرند و تقابل آریایی – اسلامی را صرفاً نامی و بهانه‌ای برای رستاخیزی بزرگ در نظر می‌گیرند. اعضای این اقلیت ممکن است کاملاً مدرن یا منتقد مدرنیته باشند و هیچ تناسبی میان ایده آل‌های ایشان وجود نداشته باشد. هر دو گروه در پی «تولدی دوباره»‌اند و در این راه حمله به آن‌چه را که سنت اسلامی و اسلام نامیده می شود دارای فایده‌ی بنیادی می دانند. اشتراک دیگر این است که به فرهنگ آریایی احترام می‌گذارند، حال چه آن را منبعی برای اندیشه‌ورزی  یا میراثی نابود شده بدانند.
گرایش مشهور اسلام‌ستیزی هیچ‌یک از شاخه‌های بالا نیست. آن‌چه این روزها بیش‌تر با عنوان اسلام‌ستیزان مشهور شده‌ است درواقع به دین‌ستیزان اشاره دارد که از سر اشتباهی دو چندان اسلام‌ستیز نامیده شده‌اند. این گروه تفکری قرن نوزدهمی و علم‌گرایانه دارد و با دین و هر تفکر غیر عقلانی و غیر علمی مخالف است. گرچه عملاً بیشتر به اسلام حمله می‌کنند. اسلام‌ستیز نامیدن این گروه منطقاً نادرست است. چرا که اسلام ستیزیِ این گرایش، جزئی از کلِ بزرگ‌تر دین‌ستیزی است. اسلام‌ستیز با دین‌ستیز متفاوت است. اسلام‌ستیز می‌تواند پاگانیسم را دارای ارزش بداند، یهودیت را سنتی غنی به شمار آورد، به مسیحیت به دیده‌ی احترام بنگرد و در مقابل اسلام را تا حد زیادی فرومایه و شرارت‌آمیز بداند. دین‌ستیز یا بهتر بگوییم پوزیتیویست چنین رویکردی را نمی‌پذیرد.
نوپا بودن آن‌چه اسلام‌ستیزی می‌نامند، سبب شده این تفکر نامنسجم و ناهمگون، از  نامی مناسب بی‌بهره بماند. به همین دلیل بهتر است ابتدا نامی مناسب برای آن یافت، به جای آن که با پیش‌داوری آن را اسلام‌ستیزی نامید. در غیر این صورت مخالفان اسلام‌ستیزی را نیز باید اسلام‌ستیز‌ستیز نامید. این گونه نام‌گذاری، نام‌گذاری ایدئولوژیک و ضد فلسفی است.