Archive for فوریه 2012

این چرخش چگونه قابل توجیه است؟

26 فوریه 2012

این بار رقابت میان جبهه ی پایداری و جبهه ی متحد اصولگرایان است. اساس استدلال و منطق اصلاح طلبان هنوز تغییری نکرده و بلکه پر رنگ تر شده است. پس چرا این بار حاضر به شرکت نیستند؟ تا مدت ها اصلاح طلبان اصرار داشتند، لازم است در انتخابات شرکت کرد؛ به این دلایل: راهی جز اصلاح و تغییر گام به گام وجود ندارد؛ انتخاب مناسب ولو میان بد و بدتر، شرط عقل است و نباید اجازه داد تندروها  به سادگی حاکم شوند؛ شرکت گسترده ی مردم باعث می شود احتمال تقلب پایین بیاید (گرچه در انتخابات مجلس نهم، رقابت میان نیروهایی تماما خودی است و پیشاپیش احتمال تقلب، برای نخستین بار در تاریخ نظام اسلامی، تقریبا صفر است.) با این حال، این بار که نتیجه ی حاصل از این مقدمات، حضور حداکثری در انتخابات است، اصلاح طلبان و روشنفکران دعوت به خودداری از رای دادن می کنند. این چرخش چگونه قابل توجیه است؟

رانت خواری و نظام اسلامی

10 فوریه 2012

احمد توکلی، نماینده ی مجلس که همچنان به ظواهر مکتب قدیم جمهوری اسلامی مقید است، یعنی همچنان ساده زیست می نمایاند و  جز عدالت اجتماعی و حقوق مستضعفین و کارگران چیزی نمی گوید، از سوی معاون اول رییس جمهور به فساد، رانت خواری و کلاه برداری متهم شده است. توکلی دکترای اقتصاد از انگلیس  دارد، معاون اول می گوید او هر را از بر تشخیص نمی دهد، لذا بورسیه شدن و دکترای اقتصاد گرفتن و استفاده اش از دلارهای نفتی با تقلب و فساد بوده. این اتهام، تا این جا نیازی به اثبات ندارد. هر کس در اینترنت چرخی بزند و رهنمودهای اقتصادی احمد توکلی را بخواند متوجه می شود که نامبرده واقعا هر را از بر تشخیص نمی دهد و همان قدر اقتصاد می فهمد که روح الله خمینی می فهمید. تا این جا خیلی مهم نیست. معاون اول رییس جمهور بر خلاف رییس جمهور که در اتهام زنی هایش کلی بافی می کند، جزئی و دقیق است: از زمینی در شهرک غرب می گوید که این نماینده ی مکتبی و ساده زیست با بیست میلیون تومان اقساطی خریده و همان اندک قسط را هم نپرداخته و ملکش امروز روز دستکم دوازده میلیارد تومان می ارزد. در اتهام نامه ی معاون اول، با زیرکی پای ولی فقیه دوم به میان کشیده شده است، ظاهرا او را بی خبر و در واقع فریب خورده معرفی می کند، اما خواننده ی متن اتهام در می یابد که همه کثافت کاری ها مربوط به  همو ست. توکلی در دفاع (؟)، صریح تر است و همه چیز را گردن ولی فقیه دوم می اندازد: می گوید هرچه بوده با اجازه ی مبارک ایشان بوده.

چندی پیش عطاءالله مهاجرانی در دفاع از ساده زیستی ولی فقیه دوم شهادت داد که نه نقطه ای سیاه، که حتا نقطه ای خاکستری در کارنامه ی مالی ایشان نیست. ادعای اش او را چنان مفتضح کرد که مدت هاست آفتابی نشده. در قیاس با دیگر سران مملکتی نظام جمهوری اسلامی، اتفاقا توکلی درست همان طور که ادعا می کند ساده زیست ترین است. این نماینده ی ساده زیست و عدالت طلب، احتمالا هنگام زمین خواری و مدرک سازی، نگاهی به حجم بی انتهای فساد مالی پیرامون اش انداخته و حق هم داشته حق السهم اش را ناچیز بداند.

می گویند امیرکبیر جان اش را در مبارزه با رانت خواری داد. نظام اسلامی ذات و بنیادی اگر داشته باشد همان رانت خواری (ویژه طلبی) است و نه چیز دیگری.  در این مملکت تنها چیزی که نیست عدالت است. بسته به درجه بندی حکومتی، هر کس سهم ویژه ای دارد. از بالا به پایین، هر کس به سهم خود. مبارزه با رانت و فساد در جمهوری اسلامی، مبارزه با بنیاد نظام و نهایتا مسخره بازی است.  مدت هاست کسی حتا نمایش تهوع آور ساده زیستی ولی فقیه اول را  نیز باور نمی کند. چه رسد به این یکی که به کمتر از بی.ام.و سری هفت رضایت نمی دهد.