Archive for دسامبر 2011

اکبر گنجی و قسم حضرت عباس

26 دسامبر 2011

«هرگونه انتقادی از دولت اسرائیل به معنای دفاع از «نابودی اسرائیل» یا «جنگ با اسرائیل» است. وظیفه مورخ، تحلیل گر و خصوصاً مخالفان جمهوری اسلامی، فقط و فقط تعریف و تمجید از دولت‌های آمریکا، بریتانیا و اسرائیل است. نقدهایی که در خود این کشورها از دولت هایشان صورت می‌گیرد نیز به ما ربطی ندارد. » این جدیدترین بیانیه ی اکبر گنجی است.  قبلا توضیح دادم که :«دشمنیِ یک ایرانی با اسرائیل فقط می تواند ناشی از ایدئولوژی اسلام گرایانه ی او باشد و این واقعیت را نمی توان پنهان کرد.»  مشکل  اکبر گنجی همین است. او نمی پذیرد که اسلام  گراست (چون اسلام گرایی بی اعتبار و ورشکسته است) و خود را ملی گرا و پیگیر منافع ملی می داند. سکولار بودن تبعاتی دارد. حذف نگاه اسلامی به مقوله ی فلسطین لازمه ی سکولار بودن است. با نگاه ملی، اسرائیل عجالتا کشوری کوچک است که در گستره ی منافع ملی ما نیست. از دید حقوق بشری و روشنفکری هم گل سرسبد خاورمیانه است (اگر جنایتکار و قانون شکن است وای به حال دیگر اهالی این منطقه). فقط یک مسلمان با پیشینه ی فکری اسلامی می تواند اسرائیل را هدف انتقادهای خود قرار دهد. اسرائیل ستیزی اکبر گنجی   دم خروسی است برباددهنده ی قسم های حضرت عباس اش .

این جا هیچ چیز مثل جای دیگر نیست

10 دسامبر 2011

رادیوفردا: اين عکسی است که به تازگی در برزيل منتشر شده و مردم اين کشور را مجذوب خود کرده است؛ دختری ۲۲ ساله در برزیل که پس از ۲۲ روز شکنجه، سربلند در دادگاهی نظامی مقابل قضات‌‌ ایستاده است که چهره خود را از نگاه دوربين پنهان می‌کنند. این دختر جوان که سال ۱۹۷۰ در دادگاه نظامی ریودوژانیرو محاکمه شد کسی نیست جز جيوما هوسف رئيس جمهور فعلی برزيل.

نگرش انسان چه اندازه می تواند تغییر کند؟ به نظر می رسد حدی نداشته باشد. ایرج مصداقی  یک بار خطاب به فعالان جنبش سبز گفت هر چه می کند نمی تواند شکنجه ی زندانیان سبز را به معنای واقعی شکنجه بداند، زمانی که آن چه را که بر او و یاران اش در زندان های دوران طلایی مرحوم امام رفت به خاطر می آورد.  عاشورای دو سال پیش، حکومت شیعی با مردمی غیرمسلح که از همه سو به عدم خشونت سفارش می شدند، آن کرد که کرد؛ بعضی سپاه حکومت را با لشگر یزید مقایسه کردند، بعضی هم گفتند زینب در روز روشن علیه یزید سخن پراکنی کرد، کجا می توان علیه خامنه ای چنین رفتاری پیش گرفت؟ ضمنا حسین به تز عدم خشونت معتقد نبود ، شمشیر به دست داشت و مظلومیت اش قطعا از مردم غیرمسلحی که در خیابان های تهران جمجمه شان خرد شد کمتر بود . در عکس  می بینیم که رییس جمهور فعلی برزیل بعد از بیست و دو روز شکنجه در دادگاه نظامی سربلند از مقاومت خود در برابر بازجویان است. به یاد می آوریم که خسروگلسرخی در دادگاه شاه مثل بلبل حرف می زند و علیه حکومت شاه بیانیه می داد. تجربه ی حکومت اسلامی همه چیز را تغییر می دهد. در نظام اسلامی تخم می کشند؛ سربلند بودن در مقابل بازجو بی معنی ست. هر کس در نظام طاغوت مقاومت قهرمانانه داشت، در زندان لاجوردی به غلط کردن افتاد. تصویر رییس جمهور فعلی برزیل در زندان احتمالا همه جا برای این انقلابی قدیمی تحسین به دنبال دارد، اما در این جا که نظام اسلامی حاکم است، ناگزیریم تحسین خود را نثار مقامات دیکتاتوری نظامی کنیم که می توانستند جسم و روح زندانی و خانواده اش را نابود کنند اما از این کار خودداری کردند.

شما شیره ای ها باید به سیدعلی اقتدا کنید

9 دسامبر 2011

در مملکت اسلامی ایران، قهوه خانه های غیر خانوادگی  (شیره کش خانه های مجوز دار) وجود دارد که در آن انبوهی از اوباش و معتادان  مشغول کشیدن قلیان و نوشیدن چای  نبات هستند. نه اغلب، که حتما عکس بسیار بزرگی از ولی فقیه خامنه ای هم به دیوار قهوه خانه نصب است. عکس ولی فقیه آن جا چه می کند؟ دو دلیل برای این کار می توان متصور شد: یکی آن که شیره ای ها علاقه ی خاصی به مولا و مقتدای خود دارند و عکس او را به همین دلیل بر سردر پاتوق خود می کوبند. دیگر آن که صاحب مغازه برای کاهش مزاحمت اماکن و نظمیه و شرعیه  از عکس آقا کمک می گیرد. هر چه هست به نظر می رسد فداییان ولایت از نصب عکس ولی امر در هیچ مکانی به استثنای خلا و مستراح ناراحتی ندارند.

خمینی شجاع بود؟

5 دسامبر 2011

نوشته است:«برادران انقلابی من که از دیوار جاسوس‌خانه‌ی انگلیس در تهران بالا رفتند دانشجوی مکتب خمینی کبیر هستند که فرمود: جوان‌های ما مرد شهادت و شهامت هستند. عشق‌بازان معاصر، فرزندان راستین خمینی کبیر، شیر بچه‌های شیعه شما یک تکلیف تاریخی بر زمین مانده داشتید که باید روزی آن را انجام می‌دادید و حال چه روزی بهتر از هشت آذر نود که هم‌زمان با روزهای محرم حسینی باز شعور و شور عمل انقلابی به غلیان در آمد و تن دنیای مدرن را لرزانید. » ظاهراً این روزها آنچه می لرزد تن آقای خامنه‌ای است، نه دنیای مدرن. در مورد روح‌الله خمینی نیز، چند نکته‌ی مناقشه‌ناپذیر تاریخی هست: یکی آن که در دوره‌ی زعامت رضا قلدر، اثری از روح‌الله انقلابی نیست، انگار وجود خارجی نداشته است. در سلطنت محمدرضا نیز مصونیت نانوشته‌ی مراجع و حرمت نهادن به روحانیون والامقام شامل حال آیت‌الله می شود (جمهوری اسلامی مصونیت مراجع را حذف و دستکم یکی را – آیت‌الله شریعتمداری – به تجاوز جنسی و اعدام خانواده تهدید کرد و البته توانست معظم له را به غلط کردن بیاندازد). معلوم نیست اگر حرمت علما در زمان محمدرضاشاه رعایت نمی‌شد، اعمال و رفتار روح‌الله انقلابی چگونه می‌بود. دوره‌ی تبعید امام در عراق بعثی  با احتیاط فراوان می‌گذرد. احتیاطی که در فرانسه‌ی آزاد اثری از آن نیست. روشن است که جدیت و قساوت حاکم بر زبان آیت الله تاثیر مستقیم داشت. در طول جنگ با کفار بعثی مرتب همه را به خداوند قسم می‌داد که می‌ایستد تا بمیرد یا پیروز شود، ابرقدرت غرب که تهدید به مداخله کرد و ابرقدرت شرق که پا پس کشید، قسم شکست و جام زهر نوشید. روح‌الله کله خر بود اما شجاع نبود، یعنی تا جایی که هوا پس نبود چهار نعل می‌تاخت. در داستان‌ها می‌خوانیم حسین بن علی جنگید تا همه هست و نیست‌اش را باخت. روح‌الله خمینی لااقل از این رو هیچ شباهتی با حسین نداشت.

اخراجی ها

1 دسامبر 2011

عکس گویاست. بیش از انسان امروزی، به نئاندرتال ها شبیه اند. با این حال انسان اند، قطعا با تغییر شرایط محیطی، قابل تحمل می شوند. روحانی عربده کش جذابیتی ندارد، و نهایتا یک کارگر روزمزد است که بابت عمله گی اش پول می گیرد. نگاه خیره ی بسیجی  به بطری های مشروب (گویا شراب سفیدند و بسیار مرغوب) جالب تر است.  با نفرت به نجاست نگاه می کند اما بالاتر از نفرت، حس گنگی  دارد. ظاهرا هیچ درکی از آن ندارد، ولی می داند جزئی از محرمات است. برای نر بسیجی که ماده های بدحجاب وسوسه اش می کنند (ماده هایی که محل سگ هم به همچو اویی نمی گذارند)، استمنا اکیدا ممنوع است و عنوان خواهر صیغه ای گرچه زیاد به گوش می خورد اما عملا در دسترس نیست، هر حرامی جاتی ناخودآگاه جنس مونث را یادآور می شود.