شرکت سهامی روح الله و شرکا

شرکای روح الله خمینی از شرکت سهامی انقلاب که اخراج می شوند تازه یادشان می افتد که که باید دمکرات و اصلاح طلب بشوند. اصلاحات را انتخاب می کنند چون اصلاح طلبی به معنای اصلاح واقعی نیست و فقط به معنای دادن سهم مجدد به اخراجیون است و واضح است که با زیر و زبر شدن حکومت سهمی به مجاهد و مکتبی و خط امامی و ملی مذهبی و در کل انقلابی پنجاه و هفتی نمی رسد. اما شرکای سابق فراموش نمی کنند که تف سر بالا نیاندازند و شاه را آدم خوبه نکنند. اگر پادشاه تبرئه شود، انقلابیون مشتی ابله جلوه می کنند. تاج زاده با شجاعت ذاتی اش کمی هنجارشکنی کرد و قدری پیش رفت و گفت نظام سابق آزادی اجتماعی داشت و آزادی سیاسی نداشت. محمد ملکی شجاع تر بود و در حرکتی استثنایی اعتراف کرد رفراندوم جمهوری اسلامی همراه با تقلب بود. این دو انقلابی سابق تا همین جا هنر کردند. ما داستان را ادامه می دهیم. رفراندوم اسلامی که نود و هشت و دو دهم درصد کل واجدین شرایط در آن به جمهوری اسلامی رای دادند (خود رقم اعلامی مسخره است)، بر خلاف ادعای ملکی همراه با تقلب نبود، چون نیازی به تقلب نبود. هر رایی نیاز بود به فرموده اعلام می شد و شمارشی در کار نبود. تقلب و جابجایی و سرقت آرا و رای دادن های مکرر و غیره در زمان مشروطیت اتفاق می افتاد که شمارشی و حسابکی و کتابکی در کار بود. چپ ها و اسلامی ها می گویند مردم اکثرا طرفدار انقلاب و علیه شاه بودند و این است که به هر حال اکثریت به رفراندوم آری می گفتند. بسیاری مخالفند و می گویند اگر هم چنین باشد به خاطر هیجان و ناآگاهی از ماهیت انقلاب و انقلابیون بود و دو سال بعد اگر رفراندومی می شد، رژیم سابق رای بسیار بیشتری می داشت. از من بپرسید می گویم همان سال پنجاه و هفت هم اگر انتخابات واقعی در کار بود (آن روزها دیگر مانع رفراندوم آزاد شاه نبود، شرکای انقلابی بودند) انقلابیون در اقلیت بودند و برتری با رژیم سابق بود.

Advertisements

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: