نمیرف

ربط انفجار موشکی سپاه به ترور ولی فقیه دوم را چندان نباید جدی گرفت. تا این جایش مهم نیست، مختصر عقلی برای دریافتن این که سپاه به این آسانی گاو نُه من شیرده ی خود را سر نمی بُرد کفایت می کند. ولی فقیه اول چشم امیدش به پاسدارها بود و عشقی عجیب به بچه های اش  داشت. حتا زمانی که می خواست بگوید کسی اسلام را می فهمد می گفت پاسدارهای ما اسلام می فهمند (و نه مراجع و روحانیون). آیت الله ها را علنا بی محلی می کرد. متقابلا پاسدارها هم او را می پرستیدند، اما چیزی جز این عشق دوطرفه عایدشان نمی شد. آن ایام عقل معاش هم نداشتند و کودن تر از آن بودند که غنیمت بخواهند و ترجیح می دادند در میانه ی خون و جنگ گوشت قربانی باقی بمانند. ولی فقیه دوم چشم و گوش پاسدارها را باز کرد، این منتِ بزرگِ ولی فقیه دوم بر سردارهاست. گشودن درهای ثروت نامتناهی به روی سردارها، لطف بعدی ولی فقیه دوم است.

امید بستن به کودتای مافیا علیه رییس مافیا چندان عقلانه نیست، خاصه آن که این رییس این روزها دربست در خدمت منافع مرئوسین قرار دارد. مردم شایعه ی مرگ ولی فقیه دوم را سال هاست می شنوند، در نماز و مناجات هم مکرر از خداوند دو عالم این را می خواهند، اما خبری از اجابت دعای مردم نیست. از عدالت خدا هم دور است، آیت الله ها هشتاد ساله بمیرند جوانمرگ محسوب می شوند. این یکی هنوز هفتاد ساله و بچه است.

Advertisements

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: