Archive for نوامبر 2011

مسجد جای گوزیدن نیست

30 نوامبر 2011

مرحوم امام خمینی صاحب کرامت بود، طی الارض نمی کرد و کیمیاگری هم نمی دانست اما خرق عادت می کرد، حرام خدا را حلال می کرد، حلال خدا را حرام می کرد، خاویار آزاد می کرد، حج تعطیل می کرد، سفارت مصادره می کرد، مرجع تقلید زندانی می کرد، در مسجد می گوزید و آب از آب تکان نمی خورد. آن چه حضرتش می کرد مسبوق به سابقه نبود. ولی فقیه دوم گمان می کند چون ولی فقیه اول از این قبیل کارها می کرد، می تواند همچو او معجزه کند. کمدی حمله به سفارت انگلیس نهایتا چیزی در همین مایه هاست. ولی فقیه دوم بهتر است با دمب شیر بازی نکند، ممکن است آقا شیره ترتیبش را بدهد.

Advertisements

شرکت سهامی روح الله و شرکا

30 نوامبر 2011

شرکای روح الله خمینی از شرکت سهامی انقلاب که اخراج می شوند تازه یادشان می افتد که که باید دمکرات و اصلاح طلب بشوند. اصلاحات را انتخاب می کنند چون اصلاح طلبی به معنای اصلاح واقعی نیست و فقط به معنای دادن سهم مجدد به اخراجیون است و واضح است که با زیر و زبر شدن حکومت سهمی به مجاهد و مکتبی و خط امامی و ملی مذهبی و در کل انقلابی پنجاه و هفتی نمی رسد. اما شرکای سابق فراموش نمی کنند که تف سر بالا نیاندازند و شاه را آدم خوبه نکنند. اگر پادشاه تبرئه شود، انقلابیون مشتی ابله جلوه می کنند. تاج زاده با شجاعت ذاتی اش کمی هنجارشکنی کرد و قدری پیش رفت و گفت نظام سابق آزادی اجتماعی داشت و آزادی سیاسی نداشت. محمد ملکی شجاع تر بود و در حرکتی استثنایی اعتراف کرد رفراندوم جمهوری اسلامی همراه با تقلب بود. این دو انقلابی سابق تا همین جا هنر کردند. ما داستان را ادامه می دهیم. رفراندوم اسلامی که نود و هشت و دو دهم درصد کل واجدین شرایط در آن به جمهوری اسلامی رای دادند (خود رقم اعلامی مسخره است)، بر خلاف ادعای ملکی همراه با تقلب نبود، چون نیازی به تقلب نبود. هر رایی نیاز بود به فرموده اعلام می شد و شمارشی در کار نبود. تقلب و جابجایی و سرقت آرا و رای دادن های مکرر و غیره در زمان مشروطیت اتفاق می افتاد که شمارشی و حسابکی و کتابکی در کار بود. چپ ها و اسلامی ها می گویند مردم اکثرا طرفدار انقلاب و علیه شاه بودند و این است که به هر حال اکثریت به رفراندوم آری می گفتند. بسیاری مخالفند و می گویند اگر هم چنین باشد به خاطر هیجان و ناآگاهی از ماهیت انقلاب و انقلابیون بود و دو سال بعد اگر رفراندومی می شد، رژیم سابق رای بسیار بیشتری می داشت. از من بپرسید می گویم همان سال پنجاه و هفت هم اگر انتخابات واقعی در کار بود (آن روزها دیگر مانع رفراندوم آزاد شاه نبود، شرکای انقلابی بودند) انقلابیون در اقلیت بودند و برتری با رژیم سابق بود.

فرقه ی ابتذالیه

29 نوامبر 2011

انصافا مراسم مذهبی ای مبتذل تر و درِپیت تر از عزاداری امام حسین می شناسید؟

نمیرف

28 نوامبر 2011

ربط انفجار موشکی سپاه به ترور ولی فقیه دوم را چندان نباید جدی گرفت. تا این جایش مهم نیست، مختصر عقلی برای دریافتن این که سپاه به این آسانی گاو نُه من شیرده ی خود را سر نمی بُرد کفایت می کند. ولی فقیه اول چشم امیدش به پاسدارها بود و عشقی عجیب به بچه های اش  داشت. حتا زمانی که می خواست بگوید کسی اسلام را می فهمد می گفت پاسدارهای ما اسلام می فهمند (و نه مراجع و روحانیون). آیت الله ها را علنا بی محلی می کرد. متقابلا پاسدارها هم او را می پرستیدند، اما چیزی جز این عشق دوطرفه عایدشان نمی شد. آن ایام عقل معاش هم نداشتند و کودن تر از آن بودند که غنیمت بخواهند و ترجیح می دادند در میانه ی خون و جنگ گوشت قربانی باقی بمانند. ولی فقیه دوم چشم و گوش پاسدارها را باز کرد، این منتِ بزرگِ ولی فقیه دوم بر سردارهاست. گشودن درهای ثروت نامتناهی به روی سردارها، لطف بعدی ولی فقیه دوم است.

امید بستن به کودتای مافیا علیه رییس مافیا چندان عقلانه نیست، خاصه آن که این رییس این روزها دربست در خدمت منافع مرئوسین قرار دارد. مردم شایعه ی مرگ ولی فقیه دوم را سال هاست می شنوند، در نماز و مناجات هم مکرر از خداوند دو عالم این را می خواهند، اما خبری از اجابت دعای مردم نیست. از عدالت خدا هم دور است، آیت الله ها هشتاد ساله بمیرند جوانمرگ محسوب می شوند. این یکی هنوز هفتاد ساله و بچه است.

چانه زنی در بالا، جرخوردگی در پایین

26 نوامبر 2011

ظاهرا کف خواسته ی مردم سوریه، سقف مطالبات ماست.

ایستادگی جریان انحرافی

21 نوامبر 2011

عوامل ولی فقیه دوم، کوشیدند یکی از مهره های اصلی رییس جمهور را  بزنند. مقاومت جریان انحرافی این بار تماشایی بود. محکم ایستادند و با نیروهای امنیتی درگیر شدند. گاز اشک آور و چند گلوله شلیک شد، تعدادی مضروب و درگیر شدند و نتیجه تا این جا پیروزی چشمگیر جریان انحرافی در نبرد با حریف قوی تر است.

بی سوادی که غلط می کند

20 نوامبر 2011

در این ویدئو آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله العظمی سید علی خامنه ای را بی سواد می داند و لیچار هم بار معظم له می کند که چرا گفته ای برای مداحی و عزاداری، عزاداران را مجبور به گریستن نکنید. ظاهرا در این میان مطابق معمول فتاوای ولی فقیه دوم نسبت به مراجع  زهوار در رفته ی شیعه انسانی تر و مترقی تر است. این مساله ای فرعی است. اصل ماجرا این که روحانی جاکش شیعه پای کسادی و رونق دکان روحانیت که به میان می آید هیچ ملاحظه و مصلحتی بر نمی تابد. زیپ دهان اش را می کشد و هر آن چه از دین و مذهب آموخته نثار مخاطب می کند … و الی آخر.

تغییر از راه جنگ؟

19 نوامبر 2011

مسعود برجیان به عنوان یکی از مخالفان جنگ می گوید: «وقتی می‌توان تغییری را از راه‌های مختلف دنبال کرد اما یک راه (یعنی حمله‌ی نظامی) برجسته شده و به عنوان تنها راه و تنها راهکار تبلیغ و ترویج می‌شود آن وقت است که باید چشم گرداند و دنبال دم خروسی گشت که از لای بقچه‌ی آقایان بیرون زده است!» به نظر می رسد بتوان به یک نتیجه ی اساسی رسید. موافقان و مخالفان جنگ  دو نتیجه ی متفاوت از دو مقدمه ی متفاوت دارند و این عجیب نیست. مخالفان جنگ بر این نظرند که می توان تغییر را از راهی غیر از جنگ به دست آورد. موافقان معتقدند تغییر جز با فشار نظامی حاصل نمی شود. ولی آیا واقعا راه حل بهتر و کم هزینه تری وجود دارد؟