5 اکتبر 2017

خامنه ای به بهانه ی جنایت های میانمار به غرب و نوبل حمله کرد بی آن که به روی خود بیاورد مانع اصلی فشار بین المللی بر میانمار، چین و روسیه هستند و حکومت خود او که به به اسم دفاع از حرم یک کشور بزرگ را تبدیل به جهنم کرده حاضر نیست برای مسلمانان میانمار (و چچن و ترکستان) مطلقاً هیچ کاری انجام دهد. دروغ های او کاملاً روشن است. اما بخشی از حرف های او – متاسفانه – دروغ نیست. لیبرال دمکراسی های غربی واقعاً وقتی بحث از حقوق بشر است منفعل اند. نهایت کارشان تقریباً همیشه بیانیه و قطعنامه است. مگر توازن قوا و نظم جهانی و منطقه ای تهدید شود یا استثنائاً رهبرانی در آن کشورها سر کار بیایند که حاضر باشند در دفاع از انسان های در دوردست دست به سلاح ببرند، که البته انگشت شمارند. نازیسم نمونه ی خوبی برای آزمایش است. و این آزمایش را می توان تعمیم داد. تا زمانی که هیتلر آلمان دمکرات را تبدیل به ان فاجعه ی بی همتا نکرده بود لیبرال دمکراسی ها صرفاً بیانیه بنویس بودند. حتا پس از اشغال دو کشور(اتریش و چک) هم وضع تغییر نکرد. نهایتاً سقوط او به دلیل جنایت هایش نبود. او می توانست همچنان حکومت کند و تا امروز خروار خروار از دنیای آزاد تذکر انضباطی بگیرد. به نظر می رسد لیبرال دمکراسی نسبتی با رسالت های انقلاب فرانسه ندارد. انگار این نقص در ذاتش است. هر دیکتاتوری می داند می تواند با خیال راحت جنایت کند و از غرب کارت زرد بگیرد.

Advertisements

25 مارس 2017

«آقای هاشمی رفسنجانی در مصاحبه ای گفته است به توسعه ی سیاسی و اقتصادی معتقد است اما به شرط اعتدال. سوال ما این است که توسعه ی سیاسی به شرط اعتدال چه معنایی دارد؟» (دغدغه های فردای ایران، عزت الله سحابی، چاپ اول، ص ۵۴۲(

بیش از بیست سال گذشته و سوال همچنان بی جواب است; توسعه ی سیاسی اعتدال چیست؟

25 مارس 2017

حداقل نامش را عوض کنید و بگذارید پیامبر نقمت. سنت آن مرحوم به تنها چیزی که شبیه نیست رحمت است.
#سینا_دهقان #سهیل_اعرابی

20 دسامبر 2016

ترور غیرنظامیان جنایت است، ترور نظامیان و مسئولان حکومت جرم سیاسی است. عامل ترور سفیر روسیه ، با اسلام گرایانی که ما تا امروز می شناسیم متفاوت است، او به جز سفیر روسیه کسی را از حاضران تکفیر نکرد و به قتل نرساند، قصدش ناامنی نبود، به طور مشخص اعلام کرد می خواهد انتقام یک قتل عام را از قاتل بگیرد. قاتلی که همه علیه او بیانیه می دهند و هیچ کس حاضر نیست علیه او وارد عمل شود و او را از قتل عام بازدارد.
او شایستگی این را داشت که در دادگاه محاکمه شود و از خود دفاع کند. دادگاهی که ناخواسته قاضی ندارد، دو طرف هر دو متهم اند. یک سو کسی است که یک سفیر را ترور کرده و طرف دیگر تمام کسانی که در مقابل نسل کشی کاری نکرده اند.
بعضی این ترور را با تروری که به جنگ اول جهانی انجامید مقایسه کردند، درست تر بود آن را با تروری که به شب کریستال انجامید مقایسه می کردند. ابتدا باید صورت مساله ای که دچار کژی شده را تصحیح کرد و بعد قضاوت کرد. این نوشته صرفا می خواهد همین را بگوید، تبرئه یا محکومیت به قضاوت خواننده مربوط است.
شخصا نمی توانم پلیس ترک را محکوم کنم وقتی می بینم پیشاپیش خودم محکومم، به جرمی بزرگ تر. من در خود شهامت این را ندیدم وهنوز هم نمی بینم ـ که بروم جلوی سفارت روسیه یا بیت رهبری و علیه جنایت جنگی در حلب اعتراض کنم ـ که تازه مطابق قانون اساسی جاعش هم آزاد است و جرم نیست ـ چطور می توانم کسی را محکوم کنم که در اعتراض به کشتار حلب از جانش گذشته است؟
#حلب

5 دسامبر 2016

واقعاً کسی هست که گمان کند خامنه ای قراردادی را لغو می کند که سال ها پیش پنهانی به دستور خود او مذاکراتش آغاز شد و امضای آن در مجلس؍ مخالف هم با فرمایش خود او در پانزده دقیقه به انجام رسید؟ اصلاً کسی هست که فکر کند چنین تصمیم های خطیری جز توسط خداوند جاعش گرفته می شود؟
بهترین بازی که روحانی می تواند انجام دهد تقلید از کسی است که در چارچوب تنگ جمهوری اسلامی واقعا مستقل بود و نه یک مفعول و منفعل محض؛ او می باید مدعی شود بهترین قرارداد تاریخ ج.ا را بسته ولی به دلیل نقض قرارداد از سوی آمریکا از مجلس می خواهد برجام فوراً لغو شود!
پس از آن ناگهان سر و کله ی خداوند نظام اسلامی پیدا خواهد شد و حکم شرعی خواهد داد که برجام نباید لغو شود.

 

مدال برنز

7 اوت 2016

این که با معیارهای حقوق بشر امروز نمی توان جنایت هایی را که پیامبر اسلام انجام داد محکوم کرد درست است. با این ترفند می توان او را تبرئه کرد، اما ماجرا با تبرئه ی او تمام نمی شود. بسیارند ستمگرانی همچو او در صف انتظار برائت بوده اند. ناگزیریم اغلب آن ها را نیز تبرئه کنیم.
از آن گذشته، درست که هزار سال پیش انقلاب فرانسه ای در کار نبود، کانتی نبود که از اخلاق بگوید و مارکسی که پته ی غالبان خودخواه را روی آب بریزد و ابلهِ داستایفسکی که با بیانی شیوا توضیح بدهد اعدام مجازاتی بدتر از جنایت است، اما در همه ی زمان ها و مکان ها فضایل و رذایل وجود داشته اند. بودا پیش از محمد از خون ریزی منع کرده بود، اوریپید پیش از او بر برده داری شوریده بود، کورش تنها یکی از کشورگشایانی بود که تحمیل عقیده نمی کرد. محمد اگر این ها و بسیاری دیگر را نمی شناخت و اگر در میان همان اعراب به اصطلاح جاهلی یک نفر صاحب فضیلت و شرافت هم نبود که او را از کجروی نهی کند ـ که بود ـ دستکم با تعالیم مسیح آشنا بود و مدعی بود راه او را ادامه می دهد. و چه فاصله ی پرنشدنی هست میان قرآن و انجیل. کافی ست آن ها را بخوانیم.
پس اگر آورنده ی آن کشتارنامه ی تباه کننده را نمی توان با معیارهای امروز و حتا معیارهای زمان گذشته محکوم کرد لااقل می توان گفت او در رده های میانی بزرگان تاریخ بوده و ده ها شخصیت تاریخی برتر و والاتر از او بوده اند.

جزیره ی ثبات اسلامی

18 ژوئیه 2016

در باب جزیره ی ثبات بودن ایران اسلامی:
اولاً همان امنیت مورد ادعا در ایران وجود ندارد. در خوزستان، کردستان، شیراز، تهران و بیشتر از همه در بلوچستان گروگان گیری، بمب گذاری و ترور علیه فعالان اتمی و نیروهای نظامی و انتظامی انجام گرفته و می گیرد.
ثانیاً بازی اسلام سیاسی و جهاد و ترور مدت زیادی نیست که آغاز شده و دوره ی آن تمام نشده که کارنامه ی حکومت ها در مواجهه با این بحران سنجیده شود. خصوصاً جمهوری اسلامی که خود پیشقراول ترور مذهبی و سیاسی و به اوج رساننده ی عملیات سابقاً استشهادی (و اخیراً انتحاری) بوده است و اکنون باید توفانِ بادی که کاشته درو کند. حتا اگر ایران به کلی از این آسیب ها برکنار مانده بود، آزمون اصلی امنیتی آن تازه آغاز شده است.
ثالثاً چرا ایران با عراق و سوریه مقایسه می شود و با امارات و قطر یا حتا عربستان مقایسه نمی شود؟ چرا اساساً ایرانِ جمهوری اسلامی با ایرانِ پادشاهی پهلوی در مورد «امنیت» مقایسه نمی شود تا میزان لیاقت هر دو ولی فقیه معلوم شود.
رابعاً اگر فرض کنیم که ایران امنیت دارد و «جزیره ی ثبات» است، دلیل آن را نه در کاردانی ولی فقیه و سپاه که در مساله ای دیگر باید جست. هر جا مسلمان سنی بیشتر هست عملیات انتحاری بیشتر است و برعکس. ایران از ممانعت از این گونه عملیات در شهرهای مرکزی تواناتر است زیرا کنترل و رصد خطر آسان است و دقیقاً در استان بلوچستان است که عاجز از برقراری امنیت است.
—-
در مورد نکته ی چهارم هم بیان این مطلب ضروری است که اگر اسلام گرایان سنی عملیات انتحاری انجام می دهند و اسلام گرایان شیعه این کار را نمی کنند دلیل بر تفاوت ماهوی این دو نیروی مذهبی و سیاسی در ترورهای کور نیست. اتفاقاً این شیعیان بودند که جهاد اسلامی مبتنی بر ترور را به اوج رساندند. تفاوت این دو در این است که شیعیان شبه خلافتی در ایران دارند که بعد از انفجار الخبر (و حتا پیش از یازدهم سپتامبر و آغاز جنگ غرب علیه ترور) دستور توقف ترور داد و مراجع شیعه ی غیر وابسته به ج.ا هم از ابتدا مشی ای نسبتاً مسالمت جویانه داشته اند. شیعه امروز ترور نمی کند چون دستور دارد ترور نکند. اسلام گرایان سنیّ بعد از سقوط عثمانی سال ها در بلاتکلیفی نبود خلافت ماندند تا امثال بن لادن از این خلاء استفاده کردند.
آن ها تازه جهاد را آغاز کرده اند، آغازی که کاملاً تحت تاثیر انقلاب اسلامی در ایران و در رقابت با آن بود و اگر بتوانند در مقابله با موج اول مقابله با غرب پیر.ز شوند و موفق شوند خلافت خود را تحکیم کنند و نیرومند و متحد شوند در اولین گام «جزیره ی ثبات» را در هم خواهند کوبید.
جمهوری اسلامی همان طور که در نبرد با طالبان در افغانستان و صدام در عراق ناتوان و برای شکست آن محتاج آمریکا بود، برای بقا در مقابله با انقلاب اسلامی اهل تسنن هم نیازمند آمریکا خواهد بود.

خدای کشتار

14 ژوئن 2016

من از مقایسه ی کشتار اورلاندو و نظایر آن با دیگر کشتارهای مسلحانه در سراسر جهان – که به قصد تبرئه ی اسلام انجام می شود – تنها می توانم یک نتیجه بگیرم که اسلام(ِسیاسی) اساساً از جنس تبهکاری اجتماعی و بیماری روانی یا حداقل رذالت های انسانی است.